يحيى دولت آبادى

351

حيات يحيى ( فارسى )

جمهورى را در مجلس و در خارج زار مشاهده مىكند اشخاصى در مجلس اظهار طرفدارى از سياست سردار سپه مينمايند كه اكنون ترويج جمهورى كردن است و يك عده دويست سيصد نفرى با همراهى باطنى كاركنان نظميه و غيره بيرق جمهورى در دست گرفته اطراف بهارستان گردش ميكنند و گاهى داخل بهارستان شده ناطقين آنها بر له جمهوريت سخنهائى ميگويند بىآنكه تأثيرى در دلها داشته باشد پيداست كه همه بيروح و ساختگى است بتوسط حوزه‌ئى كه براى ترويج جمهورى تشكيل شد و نگارنده خود را از آن دور گرفتم پولى بشاعر معروف تجددخواه موسيقىدان عارف قزوينى داده شده مجلس ساز و آوازى بافتخار جمهورى كه انتظارش را دارند برپا كند با اينكه ارباب ذوق و تجددخواهان بساز و آواز و اشعار عارف علاقمند هستند حسن توجهى به اين مجلس نميكنند چونكه ميدانند آلودگى بيك مقصد سياسى دارد و اما مخالفين سردار سپه و جمهورى از درباريان از رجال دولت قديم از روحانيان از تجار و كسبه و حتى عوام الناس كه نه معنى مشروطه را ميفهمند و نه معنى جمهورى را با عده‌ئى از متنفذين از نمايندگان مجلس همصدا شده براى دفاع از مشروطه و قانون و يا حفظ دين كه بعوام گفته شده است جمهورى مخالف مذهب است آماده گشته‌اند روزبروز بر قوت آنها افزوده مىشود . سردار سپه و كاركنان او اصرار بليغ دارند پيش از رسيدن روز اول حمل يا نوروز كار جمهورى تمام شود و عمده نظرشان اين است كه كار سلام خاص و عام نوروز معلوم شود چونكه سردار سپه نميخواهد محمد حسن ميرزاى وليعهد در اين نوروز سلام بنشيند و او مجبور باشد به سمت رياست دولت و كل قوا در برابر او ايستاده سلام بدهد و هم نميخواهد سفراى ممالك اجنبى در اين عيد بسلام وليعهد بروند چنان كه در يكى دو سلام ديگر هم از حاضر شدن در صف سلام دربار طفره زده است اما سلام نوروز را كه تشريفات ملى دارد و از تمام سلامها مهمتر است نميتواند حاضر نشود و نميخواهد حاضر بگردد . سردار سپه تصور مىكند اگر مجلس بتغيير رژيم مشروطه بجمهورى پيش از نوروز رأى بدهد سلطنت و ولايتعهدى باقى نميماند و هرچه هست خود او خواهد